ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )

54

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )

موعظه ، آن قدر مبالغه ورزد و آن را در دل جاى دهد ، كه گويى ، به دليل قرب شنوايى و به خاطر علاقمندى به گوينده و واعظ گرش خود را به جانب او افكنده است ! آيهء مباركه : وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ( 165 - آن نفسى كه در روز قيامت نفوس را به خاطر كوتاهيشان در راه تقوى ملامت ، و يا آن نفسى كه خود را پيوسته سرزنش مىكند ، هر چند كه در نيكوكارى تلاشگر بوده است . و از حسن بصرى نقل شده است كه مؤمن را هيچ گاه - جز در حال سرزنش نفس خود - نمىبينى ، امّا فاجر ، هر چه پيش برود نفسش را ملامت نمىكند . يكى از شعرا مىگويد : اميد من تشنه به در خانهء تو [ احسان تو ] است ، پس آبيارى كن * زيرا من گياهى هستم كه تو عهده‌دار كشتن آنى ! و پاى بخت و اقبالم لغزيد ، و تو آن را بر طرف كردى * پس نگذار كه روزگار عزم مغلوب ساختن آن را بنمايد ( 166 ) ! و اشعار زير از عمر بن عبد العزيز است : آن كس كه بهنگام برخورد آفتاب ، و يا گرد و غبار با پيشانيش ، از بهم ريختن سر و صورت و غبار آلودگى مىترسد و با سايه انس مىگيرد ، تا شادابيش باقى بماند ، سرانجام روزى على رغم ميلش ساكن گور خواهد شد . در گودال خاك بىآب و علف و تاريك ، در زير خاك با غم و اندوه آنجا مدّت درازى درنگ خواهد كرد . اى نفس پيش از اينكه سقوط كنى به توشه و وسايلى مجهّز شو ، تا بدان وسيله به مقصد برسى ، تو بيهوده آفريده نشده‌اى ( 167 - ! شعر زير از اعشى ، ميمون بن قيس است ، از يك قصيده كه پيامبر ( ص ) را بدان وسيله ستوده است :